• اواخر تابستان سال گذشته بود که پروژه بزرگ جمع آوری تاریخ شفاهی میبد کلید خورد. بر همین مبنا ابتدا لیستی 80 نفره جهت انجام مصاحبه تهیه شد. در همان ابتدای کار، قرار گذاشته شد تا معمرین و سالخوردگان این لیست در اولویت مصاحبه باشند چرا که به هر تقدیر این دسته، بیشتر در معرض مرگ هستند. علیرغم اینکه مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید جلال یحیی زاده 52 سال بیشتر نداشت اما گویا خواست خدا بود که ایشان را از قاعده مذکور مستثنی سازیم و مصاحبه مفصلی را با ایشان ترتیب دهیم. به همین خاطر در صبح روز 22 مهر ماه سال 91، قراری را با ایشان تنظیم کردیم و آن مرحوم با رویی گشاده و آغوشی باز ما را به حضور خود پذیرفت. محل مصاحبه، راهروی مجلس بود و خوب یادم هست که ایشان قبل از انجام مصاحبه یک دور کامل ما را در قسمتهای مختلف پارلمان از جمله کمیسیونها و صحن علنی و ... چرخاند و این بخش ها را به ما معرفی کرد. حاج آقا سوالات ما را کاملا مستوفا و به تفصیل پاسخ می گفت و به همین خاطر هم مدت زمان این مصاحبه بیش از یک ساعت و نیم به درازا کشید و عاقبت هم نیمی از سوالات ما ماند برای جلسه دوم. جلسه ای که به عمر با عزت مرحوم یحیی زاده قد نداد و ما ماندیم و حسرت نماینده تمام عیاری چون سید جلال یحیی زاده فیروز آبادی. بخش دوم مصاحبه مذکور پیش روی شماست...

سؤال: مسئله احترام به روحانیت در زمان حال با گذشته چه فرقی داشته است و آیا احترامی که مردم به روحانیت می‌گذارند کمتر شده؟

یحیی زاده: در این مسئله باید قائل به تفسیر شد. این وضعیت برای همه نیست و همه مردم دیدگاه بدی نسبت به روحانیت ندارند؛ اما ناگفته نماند که شرایط هم خیلی مؤثر است. به‌عنوان مثال در زمان 8 سال دفاع مقدس طلبه‌ها به خوبی در جبهه‌های نبرد شرکت می‌کردند و خیلی از آنها به شهادت هم رسیدند. اگر نسبت هم بگیریم نسبت شهدای طلبه به نسبت شهدای دیگر اقشار مردم، بسیار نسبت خوبی می‌باشد. در آن اوج ایثار و شهادت هم روحانیت کم نگذاشت؛ باوجود اینکه خیلی‌ها فکر می‌کردند که روحانی‌ها در ابتدای انقلاب به فکر پست و مقام باشند. این امر هم باعث شد تا مردم با دیدن ایثارگری‌های طلاب اجر و قرب زیادی را برای روحانیت قائل شوند.

از طرف دیگر هم ممکن است برخی از روحانی‌ها مانند بنده در این چند سال از لحاظ مالی وضعیت بهتری را نسبت به قبل پیداکرده باشند. مردم با دیدن این شرایط و وضعیت امثال بنده تحلیلی که می‌کنند به این ختم می‌شوند که روحانیت را از چشم آنان می‌اندازد. در طول دوره انقلاب سلیقه‌های مردم تغییر کرده و روحانیت هم در هر دوره خوب و بد داشته است.

گاهی مسائلی پیش‌آمده که برخی از روحانی‌ها که در حقیقت یک روحانی واقعی نیستند اعمالی را انجام داده‌اند که در شأن این لباس نبوده است. مسلما این خیانت به روحانیت، مردم و اعتقادات مردم هست. چنین افرادی که به اطراف خود توجهی ندارند و با مردم نیستند و فقط کار خودشان را می‌کنند، نباید به‌عنوان الگو برای مردم معرفی شوند چرا که شأن روحانیت را پایین می‌آورند.